تبلیغات
احمد گرگانی - حاجی رو

حاجی رو

نویسنده :احمد گرگانی
تاریخ:جمعه 8 شهریور 1392-09:08 ب.ظ

 رسوم اجتماعی، رفتارهایی هستند که بر اثر تکرار فراوان و تثبیت کنش های متقابل اجتماعی بوجود می آیند. هر رسمی در نخستین مراحل پیدایش خود، وسیله رفع یک یا چند نیاز اجتماعی بوده است. برخی رسم های اجتماعی که برای خوشامد دیگران صورت می گیرند، آداب اجتماعی و رسم های دقیق و معتبر عمومی که از دیرباز مانده باشند، سنت اجتماعی خوانده می شوند. ( نقل به مضمون از آریانپور)

یک ضرورت باعث بوجود آمدن رسوم و آداب و سنن اجتماعی می شوند. ضرورتی که باعث دوام و بقای یک قوم یا ملت می شوند. آنها در طی قرن ها صیقل می خورند و به شکلی پایدار به حیات خود ادامه می دهند. همچون تارهایی نامرئی از انسجام قومی پاسداری کرده، آحاد اجتماع را به هم پیوند داده از اضمحلال آن جلوگیری می کنند. شرایط محیطی و اقلیمی، شیوه معیشت و بسیاری عوامل دیگر سنن اقوام مختلف را از همدیگر متمایز می کنند. به عنوان مثال، قومی که با گله داری امور خود را می گذرانند با آنان که در کنار دریا و با ماهیگیری  ارتزاق می کنند آداب و رسومشان تفاوت دارد. اقوام اسکیمو که مجبورند در هوای یخبندان قطبی زندگی کنند با آنان که در نواحی گرم استوایی به سر می برند، از شیوه لباس پوشیدن، تغذیه، مراسم ازدواج و بسیاری دیگر تفاوت اساسی دارند.

سنن اجتماعی چون از دیرباز بوجود آمده اند و قرن ها تداوم پیدا کرده اند، در مقابل بادهای تغییر مقاومت می کنند. اما با ورود مدرنیسم در صد و اندی سال پیش و تغییر شیوه معیشت از گله داری به کشاورزی و صنعتی شدن بسیاری از کارها از یک طرف و از طرف دیگر آموزش و پرورش نوین و گسترش رسانه ها و خارج شدن مردم از آن جامعه بسته و آشنایی با دیگر اقوام و ملل دنیا بسیاری از آداب و رسوم مجبور به عقب نشینی شده، یا از بین رفتند، یا تغییر شکل داده از حالت اولیه خارج شدند و بصورتی مسخ گونه به حیات خود ادامه می دهند فعلا من می خواهم چند رسم خوب را که از جوانی بخاطرم مانده بیان کنم:

1- یادم می آید در دهه ی 40 بود. در روستایمان خانه ی یکی از هم روستایی ها آتش گرفت. تمام لوازم خانه سوخت. اهالی ده هر کدام در حد وسع خود به آنها کمک کردند. یکی فرش برد، دیگری لحاف و تشک، ظرف و ظروف و غیره. این کار باعث ادامه زندگی آنها بصورت عادی شد.

2- بعد از برداشت گندم، گوسفندان را در مزراع گندم به چرا می برند. گوسفندان خوشه های گندم به زمین افتاده را می خورند. چوپان باید مواظب باشد که گوسفندان بیش از اندازه نخورند و اگر خوردند آب زیاد نخورند. وگرنه دچار امتلاء معده شده، تلف می شوند (ایمه دوشمک) در همان سالهای دهه ی 40 چوپانی غفلت کرده در نتیجه 70 راس گوسفند تلف شدند. گله را به ده آورده بودند و عده ای کارد به دست آماده بودند، بمحض اینکه گوسفندی می افتاد، ذبح می کردند. گوشت آنها قابل خوردن بود. چیزی که توجه مرا جلب کرد، این بود که گله دارهای دیگر، هر کدام یک یا دو و حتی بیشتر از این لاشه ها را با خود می بردند و در عوض به همان تعداد گوسفند زنده تحویل می دادند. به این ترتیب مانع وارد شدن ضربه اقتصادی به صاحب گله می شدند.

3- از این رسم ها فراوان می توان نام برد، مانند کمک به عروسی و مهم تر از آن در عزاداری. عروسی لااقل مقدمات دارد و از پیش تدارکاتی انجام می شود، اما مرگ قابل پیش بینی نیست. به همین دلیل صاحب عزا، سرگردان است. اینجاست که اقوام و آشنایان، آستین بالا می زنند. علاوه بر کمک معنوی، از کمک مالی و مادی هم دریغ نمی کنند. یکی گوسفند می آورد، دیگری برنج، روغن و ... مخصوصا در زمان های قدیم که امکانات امروزه نبوده، بعلت نبودن راه ها و دیگر امکانات، دسترسی به بازار مشکل بوده و اهمیت کمک به همدیگر در همین جا خود را نشان می دهد.

این آداب و رسوم همچون بیمه نامه ای نانوشته عمل می کرده. بیمه نامه ای که حق بیمه نداشته و پرداخت به خسارت دیده نه از روی اجبار و اکراه که با طیب خاطر بوده است.

4- نمی توانم از آداب و رسوم بگویم و از رسم بسیار زیبای "یاوار" در بین ترکمن ها یادی نکنم و آن نوعی بسیج همگانی بود برای کمک به کسی. وقتی احساس می شد، مثلا شخصی در برداشت گندم، دست تنهاست و از عهده اش به تنهایی برنمی آید، اعلام یاوار می شد و دسته جمعی به او کمک می شد. یا برای پشم چینی گوسفندان، معمولا یک روز قبل یک نفر مامور می شد با اسب در ده بگردد و خبر بدهد که فلانی فردا پشم چینی دارد. صبح پشم چینان (قیرقیم چی لار) با دو کارد (قیچی مخصوص پشم چینی یا قیرقیلیک) در دست گروه گروه می آمدند. حتی نوجوانان در این مراسم شرکت می کردند. آنها به گله زده پای گوسفندان را گرفته به میدان پشم چینی می آوردند. آنها را با گویلیک (طنابی از جنس پشم) می بستند و آنگاه هیاهای پشم چینی، مسابقه دادن ها، رجز خوانی ها، شوخی ها و متلک ها به همدیگر شروع می شد. پیرمردها هم می آمدند، در سایه نشسته و دو کاردها را با سنگ کارد تیزکنی، تیز می کردند. بچه های کوچکتر هم پشم ها را جمع می کردند. به این ترتیب یک گله گوسفند تا ظهر، پشم هایشان چیده و سبک و سرزنده می شدند. بعد از اتمام کار هم ضیافت ناهار برپا بود و بعد صاحب گله از شرکت کننده ها تشکر کرده و با تانگری یالقاسین (خدا عوضتان دهد) آنها را بدرقه می کرد.

5- یکی دیگر از این رسم های خوب، کمک به افراد یتیم یا مستمند در هنگام ازدواج بود. افراد ایل جمع می شدند، و معمولا یکی از بزرگان که اوتوریته خاصی نسبت به دیگران داشت، به هر کسی تکلیف می کرد که چقدر پرداخت کند (کوپ قونان، آغساغینی بیلدیرمز). ضرب المثلی است که همین معنا را می سازد. گله ی بزرگ، لنگ یا زخمی خود را نشان نمی دهد. می دانیم که درندگان به حیوانات ضعیف یا زخمی حمله می کنند، اما وقتی گله متحد است، آنها در دل گله پنهان می مانند.

همانطور که در ابتدای این نوشته آمد، با تغییر شیوه زندگی بسیاری از این آداب و رسوم یا از بین رفتند یا تغییر شکل دادند. دیگر کسی با گاو زمین را شخم نمی زند. با داس درو نمی کند (لااقل در کشت های اساسی مثل گندم). ماشین های کاشت و برداشت جای آنها را گرفته اند. دختران و زن ها وارد کارهای عمومی و اجتماعی شده از آن شیوه سنتی زندگی خانه نشینی جدا شده اند. رسم ازدواج های درون گروهی یا طایفه ای از بین رفته، ازدواج با طایفه های غریبه امری عادی شده است. دیگر "یاد ایل لر یامان ایل لر" معنا ومفهومی ندارد. سرودی که برای دخترانی خوانده می شد که عروس ایل های بیگانه می شدند.

و حال می خواهم از یکی از رسم هایی که هنوز اجرا می شوند اما تغییر ماهیت داده، بگویم:

می دانیم، ترکمن ها همچون دیگر اقوام، مردمانی مذهبی هستند. در زمان های قدیم که حج رفتن کار دشواری بوده و فقط مردمانی زاهد و مخلص و از جان گذشته به حج می رفتند. سفر آنها ماه ها و شاید یکسال طول می کشیده است. در نتیجه راهیان سفر مکه از احترام فوق العاده ای برخوردار بودند. هر کسی سعی می کرده کمکی به آنها کرده، از ثواب زیارت آنها نصیبی ببرند و راهیان مکه در طول مسیر بدون شرم به در خانه ها رفته تقاضای کمک می کرده اند. وامبری که به همراه عده ای از حاجیان به ترکستان سفر کرده، این را عنوان می کند. آنها شکم خود را از کمک مردمی سیر کرده توانسته اند سفر خود را ادامه دهند. به نظر می آید کلمه "حاجی رو" یا بشکل مخفف "حجیرو" در همین رابطه درست شده. اما متاسفانه عده ای مفت خور از این اعتقادات مردم سوءاستفاده کرده و بدون آنکه قصد زیارت مکه را داشته باشند، خود را حاجی رو نامیده و این کلمه به معنی سائل و دوره گرد تغییر معنی پیدا کرده است. بهرحال در آن زمان کمک به حاجیان که با تحمل خطرات زیاد به مکه می رفتند، معنی و مفهومی داشت و این رسم کمک هنوز هم ادامه دارد. گرچه راهیان کنونی مکه احتیاجی به آن ندارند. اما آنها باید مقدار کمک هر کسی را یادداشت کرده به تناسب آن سوغاتی بدهند! و اگر کمتر بدهند پچ پچ ها - مخصوصا خانمها با عرض پوزش -  شروع می شود. حاجی بنده خدا که باید بیشتر به فکر انجام مناسک حج و حالت روحانی آن باشد، از دغدغه هایش سوغاتی هایی است که به هر کس به تناسب کادویی که داده، باید تهیه کند. و غالبا بعضی ها هم از دستشان در می رود و تناسب سوغاتی به هم می خورد و بعضی ها که قهر می کنند و بعضی ها هم پشت سرش حرف می زنند و ... .

خب، دوستان عزیز اگر شروع این رسم برای رفع نیاز امر خیری بوده و کمک کننده بدون چشم داشت به راهیان کعبه کمک می کرده، حال که غالب حاجی ها اصلا نیازی به کمک ندارند، بدون تحمل مشقت می روند و به سلامتی برمی گردند، از یک طرف چه لزومی به کمک و اگر کمک می شود، بهتر نیست که آدم توقعی نداشته باشد؟

                                                                                       روستایی ساده آدم

                                                                                       1392/6/2




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can exercise increase your height?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:28 ق.ظ
Howdy! I could have sworn I've been to this website before but
after going through many of the articles I realized it's new to me.

Regardless, I'm certainly happy I stumbled upon it
and I'll be bookmarking it and checking back often!
Foot Complaints
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:46 ب.ظ
whoah this weblog is wonderful i really like studying your articles.

Stay up the good work! You know, many persons are searching around for this information,
you could help them greatly.
https://marlinejaquish.wordpress.com/category/flat-foot
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
Hello! This is my first visit to your blog! We are a group of volunteers and starting a new initiative in a
community in the same niche. Your blog provided us useful
information to work on. You have done a marvellous job!
How do you grow?
شنبه 14 مرداد 1396 07:17 ب.ظ
You've made some good points there. I looked on the net for additional information about
the issue and found most individuals will go along
with your views on this website.
rosellagermon.weebly.com
جمعه 6 مرداد 1396 06:12 ب.ظ
Good day! This is my 1st comment here so I just wanted to give a quick shout out and tell you I truly
enjoy reading your blog posts. Can you suggest any other blogs/websites/forums that deal with
the same subjects? Thank you so much!
Vince
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:29 ق.ظ
Hi, for all time i used to check web site posts here
in the early hours in the daylight, as i like to gain knowledge of more and more.
یکشنبه 17 فروردین 1393 03:26 ب.ظ
امروز یک جلسه هم اندیشی فرهنگی در فرمانداری آق قلا برگذارشد . خیلی از شعراو مشتاقان فرهنگ خضور داشتند. جای شما خالی بود بحثهای خوبی پیش کشیده شد .در جلسه بعدی حتما از شما هم دعوت خواهد شد . جزئیات را حضوری باید بگویم. شاید هم دعوت شدی و فرصت نکردی حضور داشته باشی.
طاغن
شنبه 2 فروردین 1393 08:37 ق.ظ
مهندس جان این "حجی رو"فکرکنم عمرنوح دارد.
امید ایرانی
دوشنبه 12 اسفند 1392 08:13 ب.ظ
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
ان شاء الله در آستانه ی سال جدید، خواهان پست های پُرمغز، بکر، جالب و بی نظیر شما در تمامی زمینه ها هستیم. بیش از ۶ ماه منتظر جوابیه ها، نظرات و مقالات شمائیم.
ان شاء الله از حاضرجوابی بنده در بعضی پست ها متأذی نشده باشید!
با یادی از سفرکردگان مرحوم که ما نیز در پی ایشان روانیم:
«قرائت سوره ی فاتحه و توحید همراه با ذکر صلوات. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
علی
دوشنبه 2 دی 1392 01:35 ب.ظ
1-در دهه 40 تعداد جمعیت مردم یک سوم الان بود در صورتیکه زمین خدا که اکثر مردم ما از آن ارتزاق میکردند همین زمینی است که الان وجود دارد اگر از دامداری بخواهم بگویم که دال بر علت میشود و...
2-جواب دومی در یک موجود است
3- این رسم هنوز هم کماکان وجود دارد و حتی در بغضی از محلات بصورت هدایت شده نیز وجود دارد
4-دلیلش در بایستی در جواب یک جستجو کرد مثلا" افزایش جمعیت نیازهای خودش را ببار می آورد و مخصوصا" منابع محدود باشد و مهاجرت هم داشته باشیم و...
5-این رسم هم کم وبیش در بین مردم شریفمان وجود دارد.
و امادر مورد حاجی رو ویا مکه رفتن و سوغاتی آوردن بقول آقای ایچی یانان:سن آیتما من یانمایین! چرا نبایبد از خود ماها شروع نشود ما که معضلات جامعه خودمان را میدانم و حتی نسخه هم میپیچیم چرا نباید این نسخه را برای خودمان استفاده نکنیم آقایان و خانومها من از آن دست کسانی هستم که سوغاتی آوردن از مکه را درست نمیدانم و انشا... سال دیگه که مشرف میشوم اینکار را نخواهم کرد و تمام وقتم را به زیارت خانه خدا خواهم گذاشت پس بیایید از خودمان شروع کنیم.
مدادشکسته
یکشنبه 10 آذر 1392 11:55 ب.ظ
سلام باداستان جدیدم اپم
مداد شکسته
دوشنبه 27 آبان 1392 07:01 ب.ظ
سلام خوشحالم کردید. بازم بیایید خوشحال میشم .راستی با اجازه تون شما راتو لیست پیوندهام قرار دادم ممنون میشم شما نیز مرا در لیست پیوندتان جا بدین .
امید
شنبه 18 آبان 1392 04:33 ق.ظ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ضمناً اضافه کنم خرید از این وهابیون منافق عربستان کراهت داره. این جانماز آب کشیدن وهابی ها در دو شهر مقدس مکه مکرمه و مدینه ی منوره برای حفظ ظاهر اسلامی جلوی چشم میلیون ها حاجی است. توی شهرهای دیگرشون چه غلط ها که نمی کنن! شبکه های تلویزیونی عربستان مثل "العربیه"، "وناسه"، "MBC" و ... چه ها که نشون نمی دن! دهان آدم باز می مونه!
با گوگل عبارت "فروش مشروبات الکلی در عربستان" رو جستجو کنین ببینین چه خبره! امام جماعت جده توی زیرزمین مسجد "آب شنگولی"(عرق سگی!) تولید می کرد می فروخت! وای به حال بقیه!
توی اغلب شهرهای عربستان به تأسی و پیروی از پادشاهشون، وهابی های پلید شکم و زیر شکم مشغول این کارها هستن.
وقتی پادشاهشون ملک عبدالشیطان جلوی همه ی مردم دنیا با "بوش" و دار و دسته ی کافرش پیاله ی شراب رو می زد بالا که یادتونه!
خاک عالم به سرشون!
اصولاً حکومت عربستان سکولاره و خرید و کمک به این سوسمارخورهای کثافت آدمکش، قباحت داره.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
حمیده صمیمی
یکشنبه 5 آبان 1392 10:05 ب.ظ
نوشته هایت خیلی دور از واقعیت نیست.ادم برای زیارت خانه ی خدا به مکه میرود ولی باید غصه ی خریدن سوغاتی برای دیگران را داشته باشد.بسیار لذت بردیم.
چال چووروگ
یکشنبه 7 مهر 1392 08:00 ق.ظ
بسیار پسندیدم. من هم گوشه هایی از این آداب حسنه را دیده ام .نمی دانم این مدرنیته میخواد مارا به کجا ببره!؟ اگر ما به آداب وسنن وفرهنگ اصیل خودمان برگردیم نیازی به تشکیلاتی به نام بیمه حتی موسسات خیره نداریم . همه چیز در فرهنگ ودین ما تعیین شده است . در فرهنگ ما آدابی به نام "یاوار" (همکاری بین مردان)و اومه(ایما) -همکاری بین زنان داریم در اعتقادات دینی مان عشر وزکات داریم که اگر به درستی رعایت شود نیازی به سازمان ها و موسسات حمایتی نداریم .
مهندس خیلی بحث جالبی را مطرح کردید به دلم نشست.
بای محمد چندری
پنجشنبه 28 شهریور 1392 08:48 ب.ظ
آی راست گفتی روستایی ساده آدم. بنده هم با این که سن وسالم به شما قد نمی دهد ولی یک کمی از این رسم و رسوم اجتماعی را دیده ام. در مورد حاجیرو: همین چند روز پیش یک بند ه خدایی صدقه بگم ، نذردی بگم، جشن بگم نمی دانم، به هر کسی که می شناخت کارت داده بود و دعوت کرده بود. این قدر مهمان آمده بود آن ورش ناپیدا بود. چه لزومی دارد این همه اصراف و ولخرجی. به نظرم اگر نیمی از این خرج را به محتاج می داد خیلی ثوابش بیشتر از این بود.متأسفانه حتی د راین مورد نیز چشم و هم چشم بازی فراوان دیده می شود.
ایچی یانان
شنبه 23 شهریور 1392 12:02 ق.ظ
سلام!
آی سن آیتما من یانمایین دا.
مكا گیدجگ بولمدا عیالیما مسجدا صاداقا ایبراساق بولردا دیمدا، وا وا وا
ایلا گورا بولجاق بول دیدی. من دیدم آی باوا، شو یوقسیزلیق بیلن، صدقانگ حرجا بیر حارج.گلیاكانگدا هر قایسینا آد توتوپ بیرزاد گتیرمالی بولر دیمدا، آی هر كیم اوزی بیلن صاداقا بیرزادجیق گتیریاراخریم، شونگا گوراگتراریس دیدی.منا مكه مدینه دا دینگا مردما آلمالی زادلر پیكیریمی ماشغول اتدی.بلكی الله جان زیارتیمیزی قابول ادن بولسین!
ت.ا
یکشنبه 17 شهریور 1392 05:09 ب.ظ
بنده باگوشت وپوست خوددردسوغاتی خریدن رااحساس کردم.رسمی که نبودنش بهترازبودن ان است.
اشنا
شنبه 16 شهریور 1392 11:42 ق.ظ
نکته بینی وبینشی که نسبت به مسائل اجتماعی دارید ستودنی است . بی صبرانه منتظر نوشته های بعدیتان هستم.
امید
یکشنبه 10 شهریور 1392 03:12 ق.ظ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
موافقم. بعضی از سنت هایی که کارکرد مثبتی داشتند همکنون به بیراهه می روند؛ حتی نعل وارونه شده اند.
بازگشت به نیّت و هدف اصلی سنن، سخت و گاهی در کوتاه مدت و حتی بلندمدت نامیسور است.
این جمود و چسبندگی به رسوم خوب یا بد در نژاد زرد(از ژاپن گرفته تا کره، چین، ترکستان و ترکمن صحرا) که دارای یک نظام خودکنترلی قوی در جوامع خود هستند، بارزتر است.
عموماً در این اقوام به حرف ها، نگاه ها و واکنش مردم نسبت به اعمال و رفتار خود، ارزش و بهای بالائی می دهند.
موتور محرکه ی این نظام خود کنترلی، "زنان" هستند. هر چه عقل، فهم، شعور، درک، سواد، معرفت، آگاهی، بینش، وجدان و تدیّن این قشر بالاتر باشد نتیجه بهتر و اگر نه که حتی اغلب مردان نیز حریف این کژی نیستند و راحت تر آن می بینند که به رسوم هرچند باطل، رأی ممتنع و بعضاً مثبت دهند.
با عرض معذرت خواستم بگویم خاک بر سر اینچنین مردانی که مشوّق این دور باطلند!
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
امید
یکشنبه 10 شهریور 1392 02:48 ق.ظ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
موافقم. بعضی از سنت هایی که کارکرد مثبتی داشتند همکنون به بیراهه می روند؛ حتی نعل وارونه شده اند.
بازگشت به نیّت و هدف اصلی سنن، سخت و گاهی در کوتاه مدت و حتی بلندمدت نامیسور است.
این جمود و چسبندگی به رسوم خوب یا بد در نژاد زرد(از ژاپن گرفته تا کره، چین، ترکستان و ترکمن صحرا) که دارای یک نظام خودکنترلی قوی در جوامع خود هستند، بارزتر است.
عموماً در این اقوام به حرف ها، نگاه ها و واکنش مردم نسبت به اعمال و رفتار خود، ارزش و بهای بالائی می دهند.
موتور محرکه ی این نظام خود کنترلی، "زنان" هستند. هر چه عقل، فهم، شعور، درک، سواد، معرفت، آگاهی، بینش، وجدان و تدیّن این قشر بالاتر باشد نتیجه بهتر و اگر نه که حتی اغلب مردان نیز حریف این کژی نیستند و راحت تر آن می بینند که به رسوم هرچند باطل، رأی ممتنع و بعضاً مثبت دهند.
با عرض معذرت خواستم بگویم خاک بر سر اینچنین مردانی که مشوّق این دور باطلند!
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
افزایش انفجاری بازدید
شنبه 9 شهریور 1392 05:03 ب.ظ
برای افزایش بازدید وبلاگ خود فقط کافیست با سایت ما تبادل لینک کنید.

آدرس :
www.link118.com
پیج رنک ما 4 می باشد

منتظر دریافت لینک شما هستیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر