تبلیغات
احمد گرگانی - دختران دشت

دختران دشت

نویسنده :احمد گرگانی
تاریخ:پنجشنبه 1 خرداد 1393-11:22 ق.ظ

دختران دشت

 

        سال ها پیش دختر خانمی دانشجو از کشور هلند آمده بود تا در مورد آداب و رسوم ترکمن ها تحقیق کند.  او دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته مردم شناسی بود. و بنا به توصیه پدرش که پزشکی گرگانی بوده و به ترکمن ها علاقه داشته ، می خواست پایان نامه تحصیلی اش را در مورد ترکمن ها بنویسد. او چند تحقیق درباره آداب و رسوم ترکمن ها در دهه چهل هجری شمسی را خوانده بود و حالا بعد از چهل سال می خواست بداند که آیا آن آداب و رسوم مخصوصا رسم ازدواج و انتخاب همسر تغییر کرده است یا نه؟

        به راستی هم، ما که در بطن جامعه زندگی می کنیم، در لحظه متوجه تغییرات رسم ها نمی شویم، اما اگر به گذشته های دورتر برگردیم و خاطراتمان را مرور کنیم، متوجه تغییراتی شگرف در این امر می شویم: اگر صد سال و یا حتی60-70 سال به عقب برگردیم، خواهیم دید که جوامع قوم ترکمن و دیگر اقوام در حالتی بسته و در خود فرورفته زندگی می کردند. در این جوامع فرد از خود اختیاری نداشت. خانواده و قبیله در مورد فرد تصمیم می گرفتند. در وا قع فرد هم تحت حمایت و هم تحت استبداد خانواده و رسوم قبیله ای بود. به عنوان مثال رسم ازدواج، نوزاد دختری به دنیا می آمد، حتی در بدو تولد و یا یکی دو سال بعد مادربزرگی یا پدربزرگی می گفت این عروس من است و تمام. و پسر و دختر تا دست چپ و راست خود را بشناسند یعنی در 10-12 سالگی عروس و داماد می شدند. و آن رسم فرار از دست پدر و عمو ها و برادران بزرگتر عروس که تا آنها به داماد اجازه نمی دادند، داماد حق روبرو شدن با آنها را نداشت، که ممکن بود سا لها طول بکشد. و عروس هم بعد از دو شب ماندن در خانه داماد به خانه پدرش بر می گشت و دو سال حداقل می ماند و داماد بیچاره اگر می خواست عروس را ببیند با چه مکافاتی روبرو می شد. باید تو سط کسی به عروس پیغام می داد تا جای ملاقات را مشخص کنند و وای اگر داماد نگون بخت توسط بزرگتر های عروس دیده می شد، با چوب وچماق دنبالش می کردند و  . . . اکنون که به گذشته می نگریم، آیا این رسم ها را مسخره و مضحک نمی یابیم؟ چه عواملی باعث بوجود آمدن چنین رسمی شده است را نمی دانم. از طرفی ازدواج با دیگر اقوام که چه عرض کنم، با دیگر طوایف ترکمن هم بندرت پیش می آمد. و اگر پیش می آمد انگار دختر نگون بخت مانند سنگی که به ته چاهی انداخته شده باشد از خانه و خانواده خود دور می شد. آن سرود  معروف "اجه جان " که می گوید اگر به چاه عمیقی سنگی بیاندازی  فرو می رود و اگر به بیگانه دختر بدهی گم می شود و می رود مادر جان. یادگار همین موضوع است. و در ازدواج رسم دیگری هم رایج بود و آن جداسازی از نظر خلوص نژادی بود. ترکمن ها به دو دسته ی ایگ و قول تقسیم می شدند. ایگ ها نژاد خالص و قول ها آمیخته با اقوام دیگر بودند. و ایگ ها با قول ها وصلت نمی کردند تا اصالت نژادی شان حفظ شود. این رسوم و اعتقادات در مورد ازدواج صدها سال ادامه داشته است،  اما با ورود تدریجی به دنیای مدرن این رسم ها کمرنگ شدند. بسیاری از بین رفتند و بسیاری هم به مقاومت ادامه می دهند. ورود ماشین آلات جدید، احداث راه ها، تلفن، رادیو، تلویزیون، و از همه مهمتر اجباری شدن آموزش و پرورش، بالا رفتن سطح سواد و پیدا شدن قشرهای جدید، کارمندها، معلم ها، پزشکان و در مجموع دنیای مدرن، ایجاب کرد که تغییراتی در رسم ها بوجود بیاید. در گذشته پسری یا دختری اگر از تصمیم خانواده در انتخاب همسر امتناع می کرد، قیامتی به پا می شد. اما الان هیچ پدر و مادری بدون رضایت فرزندان نمی تو انند آنها را وادار به ازدواج با شخص خاصی بکنند. استبداد خانواده و قبیله رنگ باخته است و استقلال فردی جای آن را گرفته است، چرا که یکی از مولفه های جامعه مدرن فردباوری وخودمختاری فردی است. در گذشته دختران مطیع خانواده و پدر و برادران بزرگتر و بعد شوهرانشان بودند. آنها  مظلومانه کار می کردند، در گله داری، کارهای خانه و قالی بافی بی سر و صدا با سری ا فتاده، یاشماق در دهان و اگر صدایشان می کردی با ایما و ا شاره جواب می دادند، چرا که شرم و حیا از نشانه های نجابت یک دختر ترکمن بود. شاملو که در دهه سی بین ترکمن ها زندگی و کار کرده بود، با دیدن این صحنه ها یکی از زیباترین شعر های خود را سروده، بیایید آن را  بخوانیم:

 

از زخم قلب آبایی

 

دختران دشت

دختران انتظار

دختران امید تنگ

در دشت بی کران

و آرزوهای  بی کران

در خلق های تنگ

دختران خیال آلاچیق نو

در آلاچیق هایی که صد سال

از زره جامه تان اگر  بشکوفید

باد  دیوانه

یال بلند اسب تمنا را

آشفته کرد خواهد

دختران رود گل آلود

دختران هزار ستون شعله  به تاق بلند دود

دختران عشق های دور

روز سکوت و کار

شب های خسته گی

دختران روز بی خستگی دویدن

شب سر شکسته گی

در باغ راز و خلوت مرد کدام عشق

در رقص راهبانه ی شکرا نه ی کدام

آتش زدای کام

بازوان فواره ای تان را خواهید برفراشت؟

افسوس

مو ها،  نگاه ها

به عبث

عطر لغات شاعر را  تاریک  می کنند

دختران رفت و آمد در دشت مه زده

دختران شرم

شبنم

افتاده گی

رمه

از زخم قلب آبایی

در سینه ی کدام شما خون چکیده است؟

پستان تان، کدام شما

گل داده در  بهار  بلوغش؟

لب های تان کدام  شما

لب های تان کدام

_بگو یید

در کام  او شکفته،  نهان، عطر  بوسه یی؟

شب های تار نم نم باران _که نیست کار

اکنون کدام یک ز شما

بیدار می مانید

در بستر خشونت  نومیدی

در بستر فشرده ی دل تنگی

در بستر تفکر پر درد رازتان

تا یاد آن _که خشم و جسارت بود

بدرخشاند

تا دیرگاه، شعله ی آتش را

در چشم  بازتان؟

بین شما

_بگویید

بین شما کدام

صیقل می دهید

سلاح آبایی را

برای
روز
انتقام؟


احمد شاملو 1330 ترکمن صحرا_اوبه ی سفلی

 

       شاملو بعد از تصویری که از دختران و دشت و صحرا و آلاچیق کرده، از مشاهده دختران که مظلومانه در سکوت کار می کردند، بی خستگی می دویدند و ... سوال می کند که: در رقص راهبانه کدام آتش زدای کام بازوان فواره ایتان را خواهید برفراشت؟ برافراشتن بازو یعنی  قیام و اعتراض بر علیه مردسالاری، بر علیه بی اختیاری دختران و زنان و بعد مایو سانه می گوید : افسوس، موها  نگاه ها  به عبث عطر لغات  شاعر را  تاریک می کنند. البته شاملو در آن زمان حق داشت که مایوس شود. اما امروز زمانه تغییر کرده است. آن دختران شرم، شبنم،  افتادگی، رمه که روز در سکوت کار می کردند، امروز بازوان فواره ایشان را برا فراشته اند، سلاح آبایی را صیقل داده اند و می خواهند انتقام قرن ها سکوت در برابر استبداد قبیله ای را بگیرند به مدرسه می روند، به دانشگاه می روند، و در مورد ازدواج  تا رضایت  ندهند، کسی نمی تواند آن ها را وادار به ازدواج کند و البته احترام خانو اده شان را هم حفظ می کنند.  

       این از خانه بیرون  رفتن، در شهرهای دور درس خواندن و کار کردن، ایجاب می کند که با عده دیگری از پسران و دختران از شهرهای دیگر همجوار شوند. و این همجواری عوارضی دارد. در گذشته که امکانات ارتباطی امروز نبود،  همجواری درون گروهی و قبیله ای بود، اما نوع همجواری امروز فرق می کند. عصر، عصر اینترنت، ماهواره و بسیاری وسایل ارتباطی دیگر است. از عو ارض همجواری، آشنا شدن پسران و دختران در محیط های مشترک است. در دانشگاه یا محل کار و غیره. بسیاری از دختران و پسران در آن محیط ها با هم آشنا شده و حتی ازدواج می کنند. ازدواج ترکمن با ترکمن البته امری عادیست. و ازدواج پسر ترکمن با دختر غیر ترکمن هم به گونه ای از قدیم رایج بود و چندان کراهتی نداشت. اما ما امروز، تک و توک شا هد ازدواج دختران ترکمن با پسران غیر ترکمن هستیم.  غالب خانواده ها به این امر راضی نیستند. اما عاشق های جوان نگران این نارضایتی ها نیستند. تکلیف خانواده ها در برابر این امر چیست؟ خانواده بر خود وظایفی می شناسد. خانواده سعی می کند حفظ کند، قوام ببخشد. خواستار انسجام فامیلی و قومی است. چرا که تداوم زندگی را در همین چیزها می بیند. ازدواج دختر با یک غریبه و یک غیر ترکمن خانواده را نگران می کند، ترسی موهوم در جان خانواده می پیچد. آیا در دراز مدت خانواده ها می توانند از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری کنند؟ و یا به یک تعامل معقولانه برسند؟

       آشنایی دختر و پسر معمولا در محیط دانشگاه یا محل کار و یا در روستاهایی که اقوام مختلف در جوار هم زندگی می کنند، ا تفاق می افتد. دختران این موضوع را یا با خانواده مطرح نمی کنند و اگر کردند با ترس و لرز  و چون نمی توانند رضایت آنها را بدست آورند، در ا قدامی مذبوحانه دست به فرار می زنند، چرا که وقتی عشق از در وارد شد، عقل از پنجره بیرون می رود و آنچه که می ماند، پدری دلشکسته،  مادری غمگین و برادری خشمگین است. شنیدم پدری دق کرد و مرد. پدری را دیدم شکسته و افسرده، و مادری که دخترش را گوشه جگرش را نفرین می کرد.

       این امر البته پدیده جدیدی نیست. از دیر باز بوده. و باعث خلق  آثار ماندگاری در ادبیات هم شده. مانند لیلی و مجنون و یا رومئو و ژولیت. و غالبا هم به شکل غم انگیزی تمام می شوند. بعنوان یک خواننده یا تماشاگر فیلم از پایان تراژیک این داستان ها متاثر می شویم. ولی به عنوان یک ترکمن وقتی در واقعیت با چنین اتفاقی مواجه می شویم، نمی توانیم بپذیریم.

      در جمع دوستان، وقتی این بحث پیش می آید، از من می پرسند که آیا من موافقم یا مخالف و من جواب می دهم،  زندگی هر کس به خودش مربوط است و من نمی توانم برایشان تصمیم بگیرم و در عین حال موافقت یا مخالفت من هیچ تاثیری ندارد. آنچه که مشاهده می کنیم، سیر حرکت جامعه است. همچنان که در گذشته نه چندان دور ایگ ها با قول ها وصلت نمی کردند و اکنون این رسم فراموش شده است. و یا خیلی محدودیت های دیگر که اکنون وجود ندارند.


                                                                               روستایی ساده آدم
 
 

 
 
 
 

   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Issues
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:36 ق.ظ
What a data of un-ambiguity and preserveness of valuable know-how on the topic of unpredicted emotions.
http://cruzholtkamp.jimdo.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:41 ب.ظ
I think this is among the most important information for me.
And i'm glad reading your article. But want to remark on some general things,
The website style is wonderful, the articles is really nice :
D. Good job, cheers
How does Achilles tendonitis occur?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:08 ب.ظ
Hurrah! At last I got a website from where I know how to in fact get valuable information concerning my study and knowledge.
std clinic near me
دوشنبه 5 تیر 1396 12:14 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر
شدن دلنشین اصل آیا نه نشستن بسیار خوب با
من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر
پاراگراف شما موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای while.
من با این حال کردم مشکل خود را با جهش در
مفروضات و یک خواهد را خوب به پر
کسانی که معافیت. اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود تحت
تاثیر قرار داد.
std test kit
یکشنبه 4 تیر 1396 09:23 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر
شدن دلنشین اصل آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از برخی از
زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این کردم مشکل خود را با جهش در منطق و یک ممکن است را
خوب به کمک پر همه کسانی معافیت.
در صورتی که شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا تا پایان مجذوب.
free std testing near me
یکشنبه 4 تیر 1396 09:10 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن
در حالی که ظاهر شدن مناسب در آیا نه کار کاملا با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما موفق به من مؤمن اما تنها
برای کوتاه در حالی که. من این کردم
مشکل خود را با فراز در منطق و یک خواهد را سادگی به پر کسانی که
معافیت. که شما در واقع که
می توانید انجام من را قطعا تا پایان مجذوب.
Logan
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:39 ق.ظ
I blog often and I really thank you for your content.
This great article has really peaked my interest. I
will book mark your blog and keep checking for new information about once
a week. I subscribed to your RSS feed too.
manicure
شنبه 9 اردیبهشت 1396 09:30 ق.ظ
Hey just wanted to give you a quick heads up. The text in your article seem to be running off
the screen in Firefox. I'm not sure if this is a format issue or something to do with browser compatibility but I
figured I'd post to let you know. The design look great though!
Hope you get the issue solved soon. Thanks
manicure
شنبه 9 اردیبهشت 1396 09:07 ق.ظ
What's up mates, its wonderful post about tutoringand fully explained, keep it up all the
time.
پیرمرد
پنجشنبه 17 فروردین 1396 01:53 ق.ظ
جواد برات نظر گذاشتم توی وبلاگت
منم پسر فارس و عاشق دختر ترکمن
خوب و بد توی هر قوم و نژادی هست.مگه میشه بگیم ی قومی بد ندارن یا حتی بگیم کمتر بد دارن؟ما ک مسلمونیم.دخترای ترکمن هم مثل تمام دخترای دیگه خوب و بد دارن و زشت و زیبا و ...
این قانون خلقته.
خیلی زشته ک دختری ک با یک فارس ازدواج میکنه رو ب چشم مورد تجاوز قرار گرفتن نگاه کنیم.
اخه کجای اسلام این رو میپذیره ک بخاطر نژاد دختر ب کسی ندیم.حالا شاید بگن ک مثلا نه بخاطر نزاد نیست بخاطر مذهبه ازشون میمرسم اگه طرف سنی بشه ایا بهش اونوقت دختر میدین.خودتونم میدونید ک بازم جوابتون منفیه و فقط براتون نزاد و تعصبات زمان اعراب مهمه.ادم اینجیزارو میبینه میفهمه ک پیامبر چقدر زجر کشیده برای هدایت اون قوم ک اونقدر نژاد پرست و قوم گرا بودن ولی چقدر روح پیانبر زجر میکشه ک هنوز ک هنوزه بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز بین مسلمونا تعصب اینقدر شدیده در حالیکه کسایی اسلام و پیلمبر مارو قبول ندارن اینقدر راحت از این تعصبات عبور کردن
اخه مسلمون حدیث خود پیامبرتو ندیدی ک گفت هرجی دورتر باشن نزادا از هم بچه باهوش تر میشه
اصلا فکر نمیکنید چرا حداوند با اون همه حکمتش نریصی و معلولیت رو توی ازدواج فامیلی گذاشت و هوش بالا رو توی اختلاف نزادی.یعنی این کار خدا همیجوری اتفاقی بوده ؟ایا نباید عمیقتر فکر کنیم؟ایا این همون خدایی نیست ک حتی یک برگ درخت بدون اراده ش نمیفته؟یعنی کار حدا بی حکمت بوده؟یعنی خدا کاری رو عبث و پوچ انجام داده؟بیاین فکر کنیم...
سنتها و راه پدرانمون از نطر قران هیچوقت ملاک نبوده چون جای جای قران میگه کافران در برابر دعوت پیامبران میگفتن :ایا میخواهید مارا از کاری ک پدران خود را بر ان یافتیم باز دارید؟
واینجوری راه پیانبران رو نمیرفتن و راه پدرانشون رو ادامه میدادن و عاقب هلاک شدن.دوستان سنت الهی تغییر ناپدیره. اسلام رو فقط تا جایی ک باب دلمونه رعایت نکنیم.کامل بپذیریم
مریم
جمعه 6 اسفند 1395 12:13 ق.ظ
باز به نظرم پسر غیر ترکمنی که عاشق دختر ترکمن شده خیلی بهتر از وضعیه که من دچارشم...حداقل پسره میره خاستگاری! ولی من که دختر غیر ترکمنم ,پسری که دوسم داره هیچ وقت حرفشم پیش خونواده اش نمیتونه بزنه...اون وقت منم یه دختریم که برا پسری که هیچ وقت نیومده خاستگاریش ...یعنی نتونسته بیاد خاستگاریش هر شب گریه راه میندازه...ای خدااا
مریم
جمعه 6 اسفند 1395 12:02 ق.ظ
باز به نظرم پسر غیر ترکمنی که عاشق دختر ترکمن شده خیلی بهتر از وضعیه که من دچارشم...حداقل پسره میره خاستگاری! ولی من که دختر غیر ترکمنم ,پسری که دوسم داره هیچ وقت حرفشم پیش خونواده اش نمیتونه بزنه...اون وقت منم یه دختریم که برا پسری که هیچ وقت نیومده خاستگاریش ...یعنی نتونسته بیاد خاستگاریش هر شب گریه راه میندازه...ای خدااا
مریم
پنجشنبه 5 اسفند 1395 11:52 ب.ظ
من یه دختر غیر ترکمن هستم و شیعه و عاشق یه پسر ترکمن و البته اونم عاشق منه ...اما...متاسفانه به خاطر عقاید خانواده اش نمیتونه کاری کنه تا به هم برسیم . واقعا این وضعیت عذابم میده ...اینکه بعد از مدت ها من که یه دختر خیلی سختگیر هستم تو انتخاب آدم مورد نظر که بتونم دوسش داشته باشم چرا باید با همچین وضعی روبه رو بشم ؟ چرا ترکمن ها با این رسوم اینقدر همه چیو سختش میکنن؟ اسلام اومد تا انسان ها رو بهم نزدیک کنه , نه که به اسم شیعه و سنی اونها رو از هم جدا کنه . من هم که از اون موقع که یادم میاد عاشق همه ی قوم ها بودم...حالا هم که از همه بیشتر عاشق قوم ترکمنم...عاشق روسری هاشون...همه چی . جواب دل منو کی میخواد بده؟
مریم
پنجشنبه 5 اسفند 1395 11:30 ب.ظ
من یه دختر غیر ترکمن هستم و شیعه و عاشق یه پسر ترکمن و البته اونم عاشق منه ...اما...متاسفانه به خاطر عقاید خانواده اش نمیتونه کاری کنه تا به هم برسیم . واقعا این وضعیت عذابم میده ...اینکه بعد از مدت ها من که یه دختر خیلی سختگیر هستم تو انتخاب آدم مورد نظر که بتونم دوسش داشته باشم چرا باید با همچین وضعی روبه رو بشم ؟ چرا ترکمن ها با این رسوم اینقدر همه چیو سختش میکنن؟ اسلام اومد تا انسان ها رو بهم نزدیک کنه , نه که به اسم شیعه و سنی اونها رو از هم جدا کنه . من هم که از اون موقع که یادم میاد عاشق همه ی قوم ها بودم...حالا هم که از همه بیشتر عاشق قوم ترکمنم...عاشق روسری هاشون...همه چی . جواب دل منو کی میخواد بده؟
امید آسمانی
جمعه 15 بهمن 1395 05:09 ق.ظ
بسم الله الرّحمن الرّحیم

اپیزود اول:
دختر ترکمن غلط کرده بخواد حتی به این‌جور چیزا فکر کنه، چه برسه که عمل کنه. من از جناب گرگانی خیلی دلخورم که دارن تخم لق این تابوی ننگین رو تو دهن بعضی از دختران بی‌عقل ما می‌شکنن. این میوهٔ ممنوعهٔ قوم ماست چرا با آبرو و حیثیت ما بازی می‌کنید؟ مگر از روی جنازهٔ پدران غیرتمند و برادران غیور ترکمن رد شوید. مردان غیرتی ترکمن هیچ وقت نخواهند گذاشت یه مشت بچه‌مُزَلَّف قِرتی شهری از خدا بی‌خبر، دل و دین ناموس ما را بدزدند. کور خوانده‌اید. جمع کنین این بساط رو. اگر قرار بود ترکمن‌جماعت با این حرف‌های صد تا یه غاز، دختر به فارس‌های جَوی (معنی این کلمه رو فقط خودمون می‌دونیم، فضولی فارس‌ها موقوف) بده تا حالا اثری از قوم ترکمن نمونده بود. ما هر چی می‌کِشیم از خودیه.
امضاء: یک مرد غیرتمند و اصیل ترکمن

اپیزود دوم:
جناب استاد واقعاً حرف دل ما فارس‌ها رو زدند! آخر این لجبازی مسخره تا کی؟ حیف دختران زیبای ترکمن نیست که تو اون محیط بسته و محصور قوم و قبیله بپوسند؟
ای دختران چشم بادومی و ناز ترکمن!
بشکنید این قیود و سنت‌های پوچ و قدیمی رو، آخه حیف این شهرها، زندگی و ماشین‌های مدرن ما فارس‌ها نیست که چسبیدین اون دشت بی‌آب و علف رو؟ مگه اون دِه‌کوره‌های مندرس و پُر از خاک و خل، چی داره که ازش دل نمی‌کَنین؟ با یک "نه" بزرگ به پدر و جدّ و آبادتون و یک بلهٔ دلنشین به ما، آیندهٔ شیرین‌تون رو تضمین کنین. بی‌صبرانه منتظرتونیم.
امضاء: یک مرد فارس پولدار

اپیزود سوم:
حضرت محمد رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم:
«اگر مردی که دین و امانتش مورد پسندتان بود از شما زن خواستگاری نمود به وی بدهید و اگر با وجود این دو صفت باز هم سخت‌گیری کنید چنین روشی مایهٔ فتنه و فساد جامعه گردد.»

«مردم گفتند: دخترانمان را به چه کس دهیم؟
فرمودند: به همتایانتان.
گفتند: شما چه کسی را همتا می‌دانید؟
فرمودند: مسلمانان همتای یکدیگرند.»

«با غریبه ازدواج کنید و فرزندانتان را ضعیف و نحیف به دنیا نیاورید.»

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
ترکمن قیز
یکشنبه 10 بهمن 1395 01:18 ق.ظ
من به عنوان یک دختر ترکمن اگه ازاد بودم میخاستم با یه پسر غیر ترکمن ازدواج کنم چرا؟چون حاضر برام بمیره.ولی متاسفانه به خاطر عقاید مسخره ترکمنا نمیتونم ودارم عذاب میکشم.چندین ساله دارم عذاب میکشم .وبه عنوان یه دختر ترکمن میگم که کاش هیچ وقت ترکمن به دنیا نمی اومدم به خاطر این طرز فکرشون.منم یه زمانی به نسبت به ترکمنا غیرت داشتم ولی الان بیزارم از ترکمن بودن خودم
تورکمن
دوشنبه 4 بهمن 1395 10:13 ب.ظ
قدیم درسته تورکمنا رسمشون خوب نبود
هر چی که بود همشون آدمهای نجیب و سخت کوشی بودن و خیانت در حد انگشت شمار بود
الان چی چند تا کلمه رفتی تو دانشگاه یاد گرفتی و نمیدونم چی چی شدی و نشدی نشستین به قول خودتون روشن فکر شدین مثلا
تورکمن
دوشنبه 4 بهمن 1395 10:05 ب.ظ
اینکه ترکمنها به فارسها دختر نمیدن به کسی ربطی نداره
ترکمن ترکمنه فارس هم فارس
عقاید همه محترم هستن
الکی واسه خودتون کارشناس بازی درمیارین
رسم غلط و نمیدونم چی چی ترکمنا دارن و ندارن به خودشون مربوطه
تورکمن
دوشنبه 4 بهمن 1395 10:04 ب.ظ
اینکه ترکمنها به فارسها دختر نمیدن به کسی ربطی نداره
ترکمن ترکمنه فارس هم فارس
عقاید همه محترم هستن
الکی واسه خودتون کارشناس بازی درمیارین
رسم غلط و نمیدونم چی چی ترکمنا دارن و ندارن به خودشون مربوطه
maryam
شنبه 2 بهمن 1395 02:08 ق.ظ
من یه دختر ترکمنم ..یه غیر ترکمن عاشقم شده.به خاطر این عقاید مسخره ترکمنا سالهاست که دارم عذاب میکشم.امیدوارم که این عقاید غلط روزی ریشه کن ریشه.الا قرن بیست ویکه سیاه پوست با سفید پوست ازدواج میکنه ولی ما هنوز...زندگی وجوونیه من به خاطر این افکار به باد رفت.وهنوزم دارم زجر میکشم به خاطر این افکار غلط.
ج
یکشنبه 14 آذر 1395 04:54 ق.ظ
این ترکمنا که بقیه ترکارو هم قبول ندارن چه بزسه به فارس منم هنین وضو داشتم به نظر من این یه نوع نژاد پرستی
خوب ترک، ترکه، چه آذری چه ترکمن فقط لهجه ها قرق دارن،ذاتشو یکیه
زهلم گتدی سیزلردن یانی نمنه آخی
چهارشنبه 7 مهر 1395 02:55 ب.ظ
من هر چیزی که علم اثباتش نکنه رو دور میریزم.
ازدواج نزدیک نسل عقب افتاده بار میاره اما اگر ژنهای دور با هم ترکیب بشن نسل بهتری پدید میاد
این مطلب رو غریضه انسان و حیوان قبول داره ولی یک سری چرند به اسم تعصب باعث تمام این گرفتاریهاست.در غرب مد کردن ازدواج بین ملل مختلف رو اما ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.باور کنید اگر تهران آدماش زرنگترن دلیلش فقط ترکیب ژنهای غریبه هست
دختر ترکمن
شنبه 20 شهریور 1395 12:14 ب.ظ
سلام
نظرات مختلف رو خوندم.من خودم دانشجوی فوق لیسانس تهران هستم.
به عنوان یه دختر ترکمن همیشه بحال خودم متاسف میشم کهدچرا بخاطر یه رسم مسخره انتخابام محدود شده.
از رسم و رسومات قبیله ای و تعصب ها بیزارم.من خودم تو دوران دانشجویی خیلی از پسرای ترکمن بد دیدم.فقط کافی بود تو راهروی دانشگاه با یه پسرغیرترکمن صحبت میکردم فرداش تو خوابگاه بین پسرای ترکمن کلی حرف و حدیث و بی آبرویی از خودم میشنیدم.کجای این رفتار غیرته آخه؟؟
همون پسرا خودشون کلی دوست دختر داشتن که فارس بودن و حتی بعضیاشون با غیرترکمن ازدواج کردن.
زندگی من چه ربطی به اونا داره که الکی از سرتعصب با آبروی یک دختر بازی میکنن.
هرکس باید آزاد باشه و هرجور که دوس داره باید زندگی کنه.شکست یا موفقیت تو زندگی ربطی به نژاد و‌مذهبنداره.
سعید
جمعه 29 مرداد 1395 01:17 ب.ظ
کلا ترکمنا از همه نظذ با ما فرق دارن و زندگی کردن باهاشون سخته چون خیلی عقب هستن از فارسا حق دارن با ترکهای ترکیه ازدواج کنن چون یجورایی بیفرهنگی متقابل بهم دارن
دختر دریا
سه شنبه 15 تیر 1395 02:21 ب.ظ
سلام http://anjoman.welayatnet.com/archive/index.php/t-4456.html
دختر دریا
سه شنبه 15 تیر 1395 02:20 ب.ظ
سلام.
لطفا این آدرس زیر رو برید و نظرات دوستان تشیع رو بخونن.
اونوقت هست که میفهمین همه ی این کار ها ی برنامه هست.
ی دوست
دوشنبه 31 خرداد 1395 12:15 ق.ظ
از زمانی که شما این مطلب رو گذاشتید و نظرهاش خیلی گذشته. اما دوست دارم چند خطی بنویسم.اول در مورد نجابت زن: زن نجیب و غیر نجیب در تمام اقوام هست چه فارس چه ترکمن چه عرب و ... شما نمیتونید مطلق بگید دختر فارس پاک هست و دختر غیر فارس پاک و نجیب نیست و بلعکس.
دومین مسئله بحث ازدواج : من قبول دارم که افراد باید با فرهنگ هایی شبیه خودشون ازدواج کنن. مثلا من یک زن فارس با مردی خوب از نژاد ترکمن ازدواج میکنم وقتی حتی یک کلمه از صحبت های دورهمی اون ها رو نمیفهمم باید چیکار کنم؟ یا فرزندم رو باید با کدوم اداب و رسوم بزرگ کنم؟
ساده است اما پر از پیچیدگی.
و اما مسئله بعدی عشق و دوست داشتن. من زنی هستم که ارشد دارم با مردی اشنا شدم که ترکمن و دکتری داره . ازدواج ما دونفر از نظر جامعه و اجتماع اشتباه اما این مرد به پختگی کامل رسیده و من هم همینطور. گاهی طرفین به بلوغی رسیدن که میتونن تصمیم بگیرن. در ضمن چون اون مرد ترکمن عاشق یک زن فارس ( چادری ) شده گناه که نکرده. گاهی قلب انسان جدای از قومیت و نژاد به قلبی که از نژاد دیگه است اما شبیه خودشه و درکش میکنه وابسته میشه و اخت میگیره و این جرم نیست.
سامان آبایی
دوشنبه 10 خرداد 1395 07:03 ب.ظ
و زمان چیزی رو حل نمیکنه
سامان آبایی
دوشنبه 10 خرداد 1395 07:03 ب.ظ
و زمان چیزی رو حل نمیکنه
سامان آبایی
دوشنبه 10 خرداد 1395 07:00 ب.ظ
من هنوز هم امید وارم و دارم تلاش می کنم. اگر کسی تونست تو این راه کمکم کنه تا اخر عمر مدیونش می شم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30