تبلیغات
احمد گرگانی - نامهربانی با یار مهربان

نامهربانی با یار مهربان

نویسنده :احمد گرگانی
تاریخ:پنجشنبه 13 مرداد 1390-05:16 ب.ظ


بیش از صد واندی سال از زمانی که اولین مدرسه به سبک جدید در ایران تاسیس شده می گذرد.تاسیس این مدرسه حاصل تلاش چندین دهه نواندیشانی بود که در راه آزادی و ترقی ایران مبارزه کردند و می خواستند ایران و ایرانی از حالت رخوت و خمودگی و عقب ماندگی بیرون بیاید و همچون ممالک مترقی در راه ترقی و پیشرفت قدم بگذارد.ثمره ی تلاش این مبارزان راه آزادی با همراهی روحانیون ترقی خواه به بار نشست و فرمان مشروطیت در سال 1285 ه.ش. صادر شد ونمایندگان شروع به نوشتن قانون اساسی کردند.دو سال بعد قانونی در مجلس به تصویب رسید که تعلیمات ابتدایی برای عموم اجباری است. کمتر از بیست سال بعد اولین مدارس در ترکمن صحرا تاسیس گردید. در سال 1304 در امچلی یا بناور با نام صفوی و در سال 1305 در روستای چن سولی دبستانی به نام دارا دازه تاسیس گردید.مدرسه رفتن اجباری شد، درنتیجه فراشانی با چوب ترکه در دست، بچه ها را از خانه ها بیرون می آوردند و در مدرسه به صف می کردند.

          بیش از هشتاد سال از آن زمان می گذرد.در همه روستاها مدارس دائر گردیده اند.دیگر برای فرستادن بچه ها نیاری به ترکه فراشان نیست.همه با اشتیاق به مدرسه می روند.دبیرستان را تمام می کنند و آرزومندانه به دانشگاه قدم می گذارند.با اندک تلاشی می توان به دانشگاه راه یافت.انواع دانشگاهها: دولتی، آزاد، شبانه، پیام نور و ... درحال حاضر سالانه بیش از یک میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی داریم. زمانی بود که هر کس مدرک شش ابتدایی را می گرفت، آن را قاب و به دیوار اتاق آویزان می کرد. اگر سربازی نامه ای می نوشت همین ها بودند که آن را برای خانواده اش می خواندند و معلوم شد که آدم با سواد علاوه بر آنچه در مدرسه خوانده ، می تواند چیزهای دیگری نیز بخواند.روزنامه بخواند برای اطلاع از آنچه در وطن یا دنیا می گذرد.مجله بخواند طبق سلیقه اش، ادبی، هنری یا سرگرمی.و کتاب بخواند برای افزودن آگاهی و دانش بیشتر، برای عمیق تر شدن نگرشش به دنیا و هستی.

          حال با توجه به تعداد عظیم تحصیل کردگان، سوال این است: چرا میزان مطالعه در کشور ماا ینقدر پایین است؟ یکی از شاخصه های پیشرفت هر کشوری میزان مطالعه ی سرانه آن است و متاسفانه آمار در مورد کشور ما رقمی بین دو تا پنج دقیقه را نشان می دهد در حالی که در کشور ژاپن 90 دقیقه است.چند سال پیش در یکی از روزنامه ها گزارشی خواندم از سازمان یونیسکو که ایران در آسیا از نظر مطالعه در جایگاه بیستم است.آسیا حدود چهل کشور دارد و در نظر بگیرید که ما از چه کشورهایی عقب هستیم.

          از نظر آسیب شناسی بررسی این که مشکل چیست، اشکال در کجاست، حتما نیاز به تحقیقی جامع دارد.آیا دولت ها مانع بودند؟ شاید. با توجه به اینکه از زمان زضاخان تا بعد هر که کتاب می خواند، نشانه این بود که کله اش بوی قرمه سبزی می دهد و سر از زندان در می آورد و خانواده ها را وادار می کرد که مانع کتاب خواندن فرزندانشان بشوند. و ضرب المثل هایی از قبیل اینکه، خوشبخت آنکه کره خر دنیا آمد وخر از دنیا رفت یا هرکی  خره ما پالانیم هر کی دره ما دالانبم ، رواج داشت

  

          اما ما درحال حاضر در عصر پهلوی زندگی نمی کنیم ما در عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنیم و یکی از مواد منفجره ی اطلاعات علاوه بر اینترنت و تلویزیون و رسانه های دیگر، کتاب است. پس نمی توانیم همه چیز را به گردن دولتها بیاندازیم. مثل کسی که می گفت : هوا چقدر گرمه؟ دولت چرا کاری نمی کنه؟ انگار که گرمی هوا هم به دولت مربوط است. آیا این تحصیل کردگان نمی دانند که باید کتاب بخوانند ،در حالی که در مدارس معلمان بارها به آنها گفته اند که کتاب یار مهربان است.آیا کتاب گران است؟ شاید، اما خیلی ها هزینه هایی دارند که بخش اندکی از آن را هم صرف خرید کتاب بکنند خیلی می شود و بهر حال برای اقشاری از جامعه امکان این هست که بخشی از درآمد خود را صرف خرید کتاب و البته خواندن آن بکنند.

          بحث فقط در مورد کتاب نیست، نگاهی به آمار روزنامه ها هم بکنیم ، تاسف بار است. پر تیراژترین روزنامه ما رقم 360000 دارد.در حالی که روزنامه یومیوری در ژاپن 15 میلیون تیراژ دارد. ایران بالای هفتاد میلیون و ژاپن حدودا 125 میلیون جمعیت دارد. اما باید اضافه کرد که شش روزنامه پرتیراژ اول دنیا ژاپنی هستند. در همین همسایگی ماترکیه دوستی که آنجا تحصیل کرده بود، می گفت روزنامه های معروف هم صبح و عصر و هم روزهای تعطیل منتشر می شوند.

          برای کشوری که یکی از افتخاراتش تمدن چند هزار ساله است و از معدود کشورهای دنیاست که چنین افتخاری دارد، برای کشوری که تاسف می خورند که اعراب کتابخانه آنچنانی اش را آتش زدند، یا مغول ها در نیشابور چنین و چنان کردند. تاسف برگذشته و آثار از بین رفته البته دردآور است، اما در حال حاضر چه؟ چه عواملی باعث عدد پایین میزان مطالعه سرانه در کشور است؟ واقعا آرزو دارم، یک محقق علوم اجتماعی در این مورد تحقیق کند که علت پایین بودن میزان مطالعه در کشوری با سابقه فرهنگی چون ایران، چیست؟

          در یکی از شهرستان های استان خودمان گلستان ساعاتی مهمان دوست جوانی بودم که درجه کارشناسی ارشد در یکی از رشته های علوم انسانی داشت. چون قرار بود دو سه ساعتی آنجا باشم، برای سرگرمی از میزبان پرسیدم کتابی ندارید که با آن خود را سرگرم کنم. گفت : چرا و رفت کتابی آورد ، به درستی یادم نیست اما فکر می کنم کتابی بود در زمینه عرفان. گفتم : این نوع کتاب ها را دوست دارید؟ گفت: نه.گفتم پس چرا این کتاب را خریده اید؟ گفت : نخریده ام، رفته بودیم در سمیناری و آنجا به ما دادند. گفتم کتاب دیگری ندارید؟ گفت نه. به همین سادگی ، کارشناس ارشد مملکت گفت : نه. دریغ از یک جلد دیوان حافظ یا مختوم قلی.من درد در رگانم، حسرت در استخوانم ، چیزی نظیر آتش در جانم پیچید.

          نگاهی به خانه او انداختم. واقعا چیزی کم وکسرنداشت.همه امکانات رفاهی اعم از یخچال های آنچنانی، اسپیلت، ال سی دی با میز شیشه ای و ... تنها چیزی که کم داشت کتابخانه بود یا قفسه کتاب ، و یاد جمله ای از سیسرون خطیب معروف یونانی افتادم که : اتاق بدون کتاب مثل انسان بی روح است. اصلا در معماری داخلی اغلب خانه ها جایی برای قفسه کتاب در نظر گرفته نمی شود. فقط کمدی با در شیشه ای می گذارند و انواع ظروف کریستال و چینی شامل بشقاب و قوری و کاسه به نمایش گذاشته می شود. دریغ از یک کتابخانه کوچک لااقل برای کتاب هایی که در دانشگاه مجبور بوده اند بخرند. اگر سراغ آنها را هم بگیرید در داخل کارتونی معلوم نیست در کدام گوشه ی دور افتاده خانه خا ک می خورند. آیا کسی که لااقل هیجده سال درس خوانده ، نمی داند که دانش و اطلاعات تمام شدنی نیستند و زندگی فقط بالا بردن مدل ماشین یا خریدن وسایل آنچنانی خانه نیست. مگر نه این است که ما انسان زاده شدیم تا به قول شاملو :

 

تا در بهار گیاه به تماشای رنگین کمان پروانه بنشینم

غرور کوه را دریابم و هیبت دریا را بشنوم

تا شریطه خود را بشناسم و جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا دهم

که کارستانی از این دست

از توان درخت و پرنده و صخره و آبشار

                                 بیرون است

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What do you do for Achilles tendonitis?
شنبه 1 مهر 1396 08:22 ق.ظ
An impressive share! I have just forwarded this onto a co-worker who has been doing a little research on this.
And he in fact bought me breakfast because I discovered
it for him... lol. So allow me to reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanks for spending some time to discuss this subject
here on your internet site.
foot problems
سه شنبه 28 شهریور 1396 03:13 ق.ظ
Hi! This post couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept talking about this. I will forward this page to him.
Fairly certain he will have a good read. Thanks for sharing!
concepcionmenkin.wordpress.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:58 ب.ظ
I like the valuable information you provide in your articles.
I will bookmark your blog and check again here regularly.
I am quite sure I will learn many new stuff right here!

Best of luck for the next!
How you can increase your height?
شنبه 7 مرداد 1396 08:57 ب.ظ
Good day! Do you know if they make any plugins to safeguard
against hackers? I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any suggestions?
گروه تبلیغاتی پروانه
پنجشنبه 31 فروردین 1396 07:11 ب.ظ
سلام و احترام خدمت مدیر وبلاگ!
گروه تبلیغاتی ما جهت افزایش بازدید وبلاگ شما اقدام به ارسال پیام به دیگر وبلاگها می کند.
شما میتوانید بسته های تبلیغاتی افزایش بازدید سفارش دهید و به راحتی بازدید وبلاگ خود را زیاد کنید.
برای اطلاعات بیشتر و سفارش به وبلاگ ما بیایید.
موفق باشید!

BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:32 ب.ظ
Stunning quest there. What happened after? Good luck!
امید
یکشنبه 20 مرداد 1392 03:53 ق.ظ
*بسم الله الرحمن الرحیم*
اولیای تحصیل کرده و معلمین دلسوز، اولین مشوقین کودک به کتابند. و البته نه فقط به کتب درسی.
اگر آنها بخواهند ۵۰% کار تمام است.
نیم دیگر هم خود شخص و جوّ جامعه است.
ان شاء الله همه جوّگیر اخبار نشر و نمایشگاه های کتاب باشند نه قرمز و آبی.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ستار
جمعه 12 آبان 1391 03:59 ق.ظ
سلام آقای جرجانی خدا بهتان قوت دهد واقعا ترکمنانی همچون شما باعث افتخار ترکمن های ایران و جهان هستید جای بسی تشکر و قدردانی هستش که در راه افزونی بینش مردم تلاش روزافزون دارید.
ولی وقتی در جایی مثل امچلی و جاهای دیگر که مهد پایه ریزی علم در بین ترکمن های معاصر، اولین مدرسه ها بنا نهاده شد به جای اینکه نوجوانان و جوانان به درس خواندن و کسب علم تلاش کنند، خود را درگیر کورس گذاشتن با موتورسیکلت در خیابان ها و جاده ها می کنند و یا چاقو کشی یکی از رفتارهای ناهنجار به رفتار و الگوی هنجاری تبدیل شود چه انتظاری از این جوانان داشت که باعث پیشرفت واعتلای فرهنگی و علمی جامعه شوند.
نعیمه
چهارشنبه 26 مهر 1391 06:25 ب.ظ
خوب بود
دوشنبه 7 شهریور 1390 09:21 ق.ظ
احمد عزیز : هر چه گشتم تا جایی را بیابم که این اغاز قشنگ را به تو تبریک بگویم نیافتم لذا به همین خرسند شدم که در پا نوشت یکی از نوشته هایت بهترین شادباش ها را برایت داشته باشم .این گامهای تو در جاده اعتلای فرهنگ بیشک مقصد را نزدیکتر خواهد ساخت.امیدوارم این شعاع نور که تو بر افروخته ای دل تاریکی ها را بشکفد و تو خستگی نا پذیر ان را ادامه دهی .سعید حیدرزاده
چال چووروگ
شنبه 5 شهریور 1390 10:29 ق.ظ
جانا سخن از زبان ما می گویی. اگر یک پجم پولهایی که خرج چیپس وپفک نمکی می کنیم کتاب می خریدیم بدون اغراق تا به حال ... متاسفانه ما اینجوری هستیم دیگه
نمی دانم اول باید کتاب بخونیم تا فرهنگ مطالعه را فرا بگیریم یا اینکه فرهنگ مطالعه داشته باشیم تا کتاب بخوانبم.
دانشمندی می گوید :کسی که کتاب می خواند همیشه حرفی برای گفتن دارد.
از خوندن نوشته تان لذت بردم . زنده باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر