تبلیغات
احمد گرگانی - افسانه ها

افسانه ها

نویسنده :احمد گرگانی
تاریخ:چهارشنبه 9 شهریور 1390-09:13 ق.ظ

یکی از عناصر فرهنگ فولکولوریک، افسانه­ ها هستند. این که افسانه­ ها چگونه به وجود آمده ­اند و یا خالق آن­ها کیستند، بر کسی معلوم نیست، احتمالا شخص با ذوقی نطفه اولیه آن را می ­بسته و چون مقبول مردم واقع می ­شده، دهان به دهان و سینه به سینه و نسل به نسل در بین مردم پخش می­ شده است. کسانی آن را بنا به ذوق و سلیقه خود بال و پر می ­دادند و کسانی چیزهایی از آن کم می­ کردند.

 انسان­هایی که به آن درجه از علم و دانش و توانایی نرسیده بودند، سختی­های طبیعت از یک سو و ظلم و جور شاهان و حاکمان از سوی دیگر در خیال برای خود جهانی زیبا می­ساختد. بادها و طوفان­ها را مهار می­کردند و ظالمان را به سزای اعمال خود می­رساندند، ظالمانی که ممکن است شاه، حاکم، ارباب و یا خان باشند. قهرمانانی می­ساختند دارای قدرت فوق بشر که می­توانستند پرواز کنند، با حیوانات حرف بزنند، غیب شوند و یا شهری را جا به جا کنند. در واقع افسانه ها بازتابی از آرزوهای بشری برای ساختن دنیایی عاری از ظلم و جور و سرشار از خوشبختی و سعادت بشری هستند.

هر افسانه مانند هر قصه یا داستانی پیغامی دارد. این پیغام ممکن است تشویق به مبارزه، عدالتخواهی، نیکی و احسان به دیگران، راستگویی باشد. و یا هر افسانه ممکن است یکی از آرزوهای بشری را در دل نهفته باشد. یکی از آرزوهای بشری داشتن عمر جاوید است که در افسانه ها زیاد آمده است. آب حیات بازتاب همین آرزوست. یکی از قهرمانان افسانه ای که به روایاتی او را پیغمبر هم گفته اند، حضرت خضر می باشد. طبق روایات او به همراه الیاس به آب حیات دست یافت و به عمر جاوید رسید. خضر در صحراها و الیاس در دریاها به یاری درماندگان می شتابند. طبق اعتقاد ترکمن ها هر کس خضر را ملاقات کند به ثروت و سعادت می رسد. ضرب المثل های زیادی در این باره درست شده: مثلا وقتی شخصی وضع مالی خوبی پیدا می­کند، می­گویند: خیدیر(خضر) گورن یالی. (انگار خضر را دیده). یا اگر ثروت و مکنت در خانواد­ه ­ای نسل­ها تداوم پیدا کند، می­گویند: آنگیرسی خیدیر گورن. یعنی  اعقابشان خضر دیده اند. وقتی کسی به امید یاری دست به دامن شخصی می ­شود و او نه تنها کمک نمی ­کند که حق او را هم می­ خورد، می­ گویند: خیدیر دییب توتانیم خرس چیقدی. ( خیال کردم خضره خرس از آب در آمد.)

          اکنو ن یک قصه کوتاه افسانه­ ای که در کودکی از زبان مادرم شنیده­ ام را نقل می کنم:

          مردی فقیر و ساده ­دل که برای تهیه هیزم به صحرا رفته بود، مرد دیگری را می­­ بیند که خسته، تشنه و گرسنه است. از او تقاضای کمک می­ کند. مرد فقیر آن چه در توشه داشته از آب و نان در اختیار او می­ گذارد. مرد خسته بعد از خوردن آب و نان، به او می گوید: من خضر هستم. چون تو به من کمک کردی می­ خواهم تو را ثروتمند کنم فقط شرطی دارم و آن این است که می­ خواهم این ثروت را به نیمی از عمر باقی مانده تو بدهم. می­ توانی انتخاب کنی . آیا می­ خواهی نیمه اول ثروتمند شوی یا نیمه دوم؟ مرد کمی فکر می­ کند و بعد می­ گوید: ای خضر زنی عاقله دارم. بگذار با او مشورت کنم. خضر می ­پذیرد. مرد به سوی خانه می­ شتابد و موضوع را با زنش در میان می­ گذارد. و می­ گوید: بهتر است نیمه دوم ثروتمند شویم که گفته اند: اونگیم بولانیندان سونگیم. ( بهتر است عاقبتم به خیر شود.) اگر اول ثروتمند شویم و بعد فقیر، بعدا به ما سخت خواهد گذشت. اما اکنون که فقیریم تحمل می­ کنیم تا به نیمه دوم برسیم. زن کمی فکر می کند و می گوید: برو به خضر بگو ما  می­ خواهیم اول ثروتمند شویم. مرد ساده­ دل که به هوش و ذکاوت زنش ایمان داشت می­ پذیرد. و خضر آن ها را ثروتمند می­ کند. بعد از آن گاوشان پرشیر می­ شود، گوسفندهایشان دوقلو می زایند و زراعتشان پر برکت می ­شود. قوم دییب توتانی قیزیل بولیا. (هر خاکی که می­گیرد، طلا می­شود.)

          زن عاقل به شوهرش می ­گوید: حال که خداوند به ما لطف کرده ما هم باید جبران کنیم. و راه نیکی و احسان را در پیش می­ گیرد. به این ترتیب هیچ گرسنه ای را بدون اطعام و هیچ برهنه ­ای را بدون لباس رها نمی­ کند. هر سائل و درمانده ­ای با دست پر از خانه او بر می ­گردد. و آوازه نیکوکاری و احسان و مهمان­ نوازی آن­ها در اطراف و اکناف می پیچد. سال­ها می­ گذرند و زمان موعود فرا می­ رسد. مرد ساده ­دل که عهد و پیمان خضر را فراموش کرده بود، روزی در صحرا سوار بر اسب که برای دیدن چوپانان و گله خود رفته بود، باز خضر را می ­بیند. او را می شناسد و به یاد قرار خضر با او می­ افتد، از اسب پایین می­ آید سلام می­کند و می­ گوید: ای خضر حتما آمده­ ای ما را به حال اول خود برگردانی. هر چه امر کنی می­ پذیریم و از بابت سالیانی که ما را ثروتمند کردی، از تو تشکر می­ کنیم، خضر می­ گوید: طبق قرار باید باقی عمر تو را فقیر گردانم و مال و ثروتت را از تو بگیرم، اما اعتراف می­ کنم که زن تو زیرکتر از من است. من اجازه ندارم ثروت کسی را که این چنین به نیکوکاری و احسان معروف است از او بستانم. و شما تمام عمر هم چنان ثروتمند خواهید ماند.

          در این داستان کوتاه گر چه خضر یکی از قهرمانان است، اما قهرمان اصلی داستان زن آن مرد ساده ­دل است و تم یا مضمون اصلی داستان همان احسان و نیکوکاری است.

          روایت کوتاه دیگری هم هست، مردی که شنیده بود هر کس به خضر کمک کند، ثروتمند می­ شود، کوزه ای آب از چشمه بر می دارد تا به صحرا برود و خضر را پیدا کند. مسافتی نرفته مرد دیگری را می بیند که از او تقاضای آب می کند. از دادن آب امتناع می کند و می گوید: من این آب را برای خضر می­برم. مرد دوم می گوید: سودا سولیق اتمه سنگ، چولده خیدیر نیلاسین. یا روایت دیگر: سوسانا سو برمه سنگ چولده خیدیر نیلاسین. یعنی اگر تشنه ­ای را سیراب نکنی، در صحرا خضر چه کند ( برای تو)

          نتیجه اخلاقی یا پیغام این داستان خیلی ساده است. اگر می ­خواهی نیکی کنی باید بدون چشم داشت باشد و هر کسی ممکن است خضر باشد. گورن گونینگ قدر بیل اوینگدن چیقانی خیدیر بیل ( هر روز را قدر بدان و هر شخصی را خضر)

          در این دو روایت کوتاه خضر آن شخصیت افسانه ­ای فقط وسیله است و هدف از خلق این داستان­ها همان توصیه به نیکوکاری، بذل و بخشش و مخصوصا مهمان­نوازی است که ما ترکمن­ها به آن معروفیم. شنیدن این قصه­­ ها مخصوصا در ایام کودکی، بار عاطفی آن­ها را زیاد می­ کند و این خصوصیات خوب اخلاقی در وجود آن ها نهادینه می ­شود.


 

         

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can stretching help you grow taller?
چهارشنبه 5 مهر 1396 02:54 ق.ظ
I pay a quick visit day-to-day some websites and sites to read articles or reviews, however this web
site provides feature based posts.
How do you get rid of Achilles tendonitis?
شنبه 1 مهر 1396 09:06 ق.ظ
Hi all, here every person is sharing these know-how, therefore it's pleasant to read this website, and I used to pay a quick visit this weblog everyday.
foot pain after running
شنبه 17 تیر 1396 06:07 ق.ظ
Howdy very cool website!! Guy .. Excellent .. Amazing ..

I'll bookmark your site and take the feeds additionally?
I am glad to seek out a lot of helpful info
here within the post, we'd like work out extra strategies in this regard, thank you for
sharing. . . . . .
http://willavrooman.blogas.lt/recovery-from-hammer-toe-correction-surgery-9.html
چهارشنبه 7 تیر 1396 04:06 ق.ظ
I used to be able to find good information from your blog posts.
Terrie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:23 ق.ظ
Hello! I've been following your weblog for some time now and
finally got the courage to go ahead and give you a shout out from Huffman Tx!

Just wanted to tell you keep up the fantastic work!
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 02:59 ب.ظ
Great post. I was checking constantly this blog
and I'm impressed! Extremely helpful information particularly the last part :
) I care for such info a lot. I was seeking this particular
information for a long time. Thank you and good luck.
امید
یکشنبه 20 مرداد 1392 06:05 ق.ظ
*بسم الله الرحمن الرحیم*
افسانه یا واقعیت؟ مسئله این است!
همه می دانیم حکایت ها، پندها و قصه های راستین از زندگی بزرگان و شخصیت های واقعی، به مراتب تأثیرگذارتر، بهتر و کاربردی تر از افسانه های من درآوردی، سفارشی و ساخته ی ذهن بشر است.
رمز ماندگاری، دل نشینی و معنویت حکایات حضرت خضر(ع) و دیگر بزرگان تاریخ که با کمال شگفتی در اغلب اقوام و ملل جهان با شباهت های بسیار آمده اند و مشترکند، به دلیل واقعی بودن آن شخصیت هاست و نه افسانه بودن آنها.
ان شاء الله به میراث گذشتگان ارج نهیم و از ارزش داشته های ناب فرهنگ غنی قوم ترکمن نکاهیم، چه این ذخائر فولکلور و باورهای قوم ماست که در کنار دیگر ملل دنیا، پازل فرهنگ جهانی را کامل می کند.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
zari
دوشنبه 1 اسفند 1390 06:22 ب.ظ
hamishe be fekr khanomha bishtar ahamiat dahid ta kamtar eshtebah konid.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر